جمعه ٣١ شهريور ١٣٩٦
home mobile rss
FA |   EN
صفحه اصلی > پـژوهـش > دوفصلنامه تخصصی مطالعات اندیشه معاصر مسلمین > سال اول، شماره دوم، پاییز و زمستان 1394 

فهرست مقالات این شماره

نقد و بررسی نظريه نقد عقل عربی 7

سيدمحسن ميری، قاسم ابراهيمی‌پور

شرق‌شناسی پست مدرن؛ زمينهها و پيامدها  33

حميد پارسانيا، هادی بيگی ملک آباد

تعامل و تقابل روحانيت و روشنفکران در مشروطه (1320ـ 1285ه‍ ش)   57

مجيد نجاتپور، عليرضا کلانتر مهرجردی

روش‌شناسي نظام فکری دکتر حسن حنفي  87

نصرالله آقاجانی، مهدي سلطاني

روششناسی روشنفکری اقبال لاهوری  103

مهدی رجبی

مستشرقان و انقلاب اسلامی ايران  135

صادق گلستانی

 


 

 

چکيده مقالات منتشر شده در این شماره:


نقد و بررسی نظريه نقد عقل عربی

سيدمحسن ميری[1]، قاسم ابراهيمی‌پور[2]

چکيده

نظریه نقد عقل عربی در پی تبیین مسأله عقب‌ماندگی در جهان اسلام با رویکرد معرفت‌شناختی است. جابري در دو کتاب «تکوین عقل عربي» و «ساختار عقل عربی»، نحوه شکل‌گیری یا حضور، رويکرد و روش، توزيع جغرافيايي و سياسي نظام‌های معرفتی بیانی، عرفانی و برهانی و شیوه‌های تعامل این نظام‌های معرفتی با یکدیگر را تبیین می‌کند و در پایان نتیجه می‌گیرد که ناسازگاری ذاتی نظام‌های مذکور و مغلوب شدن نظام معرفتی برهانی در این تعامل‌ها، موجب تکوین عقل عربي شده است؛ عقلی مقلد که به هیچ وجه قادر به تولید نیست. جابری راه رهایی از این وضعیت را در بازسازی فلسفه ابن‌رشد، اصول شاطبی، فقه مقاصدی و تاریخ ابن‌خلدون می‌داند. اتخاذ رویکرد سکولار، اعتقاد به سکوت دین در عرصه امور دنیایی، بی‌توجهی به شهود به عنوان یکی از منابع معرفت و باور به ناسازگاری ذاتی نظام‌های معرفتی، عدم رعایت بی‌طرفی علمی، سوگیری روشی، اتخاذ نتیجه معرفت‌شناختی از شواهد تاریخی، وارداتی و دنیاگریز خواندن عرفان اسلامی و ایدئولوژیک خواندن فلسفه از جمله مهم‌ترين نقدهاي وارد بر نظريه جابري است.

کلیدواژگان: جهان اسلام،‌ عقل عربی، عقب‌ماندگی، محمدعابد الجابری، سنت و مدرنیته.

 

شرق‌شناسی پست مدرن؛ زمينه‌ها و پيامدها

حميد پارسانيا[3]، هادی بيگی ملک آباد[4]

چکیده

در این نوشتار به بررسی زمینه‌های معرفتی و اجتماعی شرق‌شناسی پست مدرن و ییامدهای آن پرداخته شده و با روشی تحلیلی ـ اسنادی، تمرکز بحث بر مواجهه‌ی معرفتی با ادوار شرق‌شناسی قرار داده شده و این امر از طریق رصد تحولات علم و معرفت صورت گرفته است. هرچند تطورات علم در چند قرن گذشته بر رویه ها، مفاهیم و ادبیات شناختی شرق‌شناسی تأثیر گذار بوده و از ابعاد مختلفی به متواضع شدن و تغییر در ادبیات آن منجر شده، لکن بنظر میرسد غرب میکوشد روح شرق‌شناسی کلاسیک که همان نگاه حاشیه‌ای و استعمارگرانه غرب به مشرق زمین است را در دوره موسوم به پست مدرن هم بصورتی خاموش باز تولیدکند.در این مقاله ضمن بررسی مطالب یاد شده به تاملات ادوارد سعید، ضیاء الدین سردار، لیلا گاندی و...پیرامون رویه‌های جدید در شرق‌شناسی اشاره شده است.

واژگان کليدي: شرق‌شناسی، پسااستعمار گرایی، مدرنیته، ادوارد سعید، پست مدرنیته، گفتمان


 

 

تعامل و تقابل روحانيت و روشنفکران در مشروطه (1320ـ 1285ه‍ ش)

مجيد نجات‌پور[5] عليرضا کلانتر مهرجردی[6]

چکيده

شناخت عميق ماهيت و محتواي نهضت‌ها و انقلاب‌ها تا حد زيادي به بررسي نقش گروه‌ها و نيروهاي اجتماعي تأثيرگذار در روند انقلاب‌ها بستگي دارد. در این بین روحانیت و روشنفکران به واسطه‌ي نقشي كه در بيشتر جوامع ايفا مي‌كنند، از نیروهای تأثیرگذار در ساختار اجتماعی به شمار می‌آیند. انديشه‌هاي مشروطيت با ائتلاف سست روحانيت و روشنفکري آغاز شد، و گذر زمان به تدریج اين دو نيروي اجتماعي را در برابر هم قرار داد. مشروطه اولين تجربه‌ي رقابت نيروهاي سياسي در تاریخ معاصر ايران بود که روحانيت و روشنفکران توانستند آن را در کنار هم به پيروزي رسانند.

امّا روحانيت نتوانست در فرآيند مبارزات فکري، جايگزين ديني مناسب ارائه دهد و تنها به تبليغ نظام سياسي مورد نظر روشنفکران پرداختند. پس از سپري‌شدن دو دهه از مشروطه اين روشنفکران بودند که اداره امور کشور را به‌دست گرفتند. آنها با حرکت گام به‌گام و تدريجي خود از يک سو مخالفين را از سر راه برداشتند و از سوي ديگر با استقرار نظام سياسي جديد که مبتني بر نهادهاي مشروطه بود، نظامي را که قبل از پيروزي مشروطه در نظر داشتند تأمين کردند. هدف اصلی این مقاله بررسی تعامل و تقابل روحانيت و روشنفکران پس از انقلاب مشروطه (1320ـ 1285ه‍ ش) میباشد.

واژگان کليدي: روشنفکران، مشروطيت، روحانيان، قانون اساسي مشروطه، ايدئولوژي.

 

روش‌شناسي نظام فکری دکتر حسن حنفي

نصرالله آقاجانی[7]، مهدي سلطاني[8]

چکيده

حسن حنفی از اندیشمندان مصری است که در حوزه های فلسفه، دین، مدرنیته ، فرهنگ و سیاست نظریه پردازی نموده است. اندیشه‌های وی در جهان اسلام بازتاب های وسیعی داشته و از این جهت در خور توجه می باشد. به منظور ارزیابی نظام فکری وی از روش‌شناسی بنیادین سود جسته‌ایم. روش‌شناسي بنيادين، نگاهی نو به نظريه‌ها و انديشه‌ها است تا بتوان در باره‌ی انديشه يا نظريه‌ای داوری منطقی کرد. بدین منظور ابتدا زمینه‌های غیر معرفتی شکل‌گیری نظریه بررسی می‌شود و سپس عوامل معرفتی که مشتمل بر مبانی انسان‌شناسی، هستی‌شناسی و معرفت‌شناسی است، مورد کنکاش قرار می‌گیرد. حنفی از افرادی چون سید قطب و ادموند هوسرل، فیلسوف آلمانی، تأثیر پذیرفته است. وی به واسطه ادغام فایده‌گرایی با عمل‌گرایی در ذیل پدیدارشناسی تلاش دارد تا میراث اسلامی را مورد بازخوانی قرار دهد. حنفی به لحاظ عوامل غیرمعرفتی نیز شدیداً از فضای مصر الهام گرفته است. در این سپهر اندیشه‌ای، مفاهیمی چون میراث و تجدد در مرکز بحث وی قرار دارند. او برای فائق آمدن بر بحران موجود در جامعه عرب، راهبرد هوسرل را درپیش می‌گیرد و با پس زدن تفکرهای بنیادگرایان و روشنفکران، واقعیت حاضر را براساس ایده پدیدارشناسی بازسازی می‌نماید.

واژگان کليدی: روش‌شناسی، میراث، آگاهی، اندیشه اجتماعي، پدیدار‌شناسی، حسن حنفي

 

روش‌شناسی روشنفکری‌ اقبال لاهوری

مهدی رجبی[9]

چکيده

محمد اقبال لاهوری از مصلحان مسلمانی است که اندیشه‌های اصلاح‌گرایانه‌اش، انعکاسی جهانی داشته است و در ردیف متفکرانی چون سید جمال قرار دارد. این مقاله کوشیده با تمرکز بر اندیشه‌های اقبال لاهوری و بررسی زمینه‌هایی که اقبال درآن قرار داشته و نیز مبانی فلسفی اندیشۀ او، چارچوبی را که در آن به نظریه‌پردازی پرداخته است، بازسازی نماید وچگونگی تأثیر آنها بر اندیشه‌اش را نشان دهد. این نوشتار بر آن است که نواندیشی اقبال تحت تاثیر غرب‌گرایی سیداحمدخان از یک طرف و نیز مبارزات ضد استعماری و اندیشه وحدت‌گرایانه سید جمال از طرف دیگر، شکل گرفته است. هم‌چنین اقبال در معرفت‌شناسی با تأثیرپذیری از فضای غلبۀ حس‌گرایی عصر خود و با نگاهی سطحی به میراث فلسفی جهان اسلام تلاش کرده میان دیدگاه متفکران مسلمان و فلاسفه غرب، به نحوی پیوند ایجاد کند. ره‌آورد این شیوه، بازسازی وتهذیب دین، مبتنی بر معرفت حسی ـ ‌تجربی و ارائۀ دینی روشنفکرانه است.

کليدواژگان: اقبال، نهضت نواندیشی، بیداری اسلامی، روشنفکری، اجتهاد، نظریۀ «خودی».


 

 

مستشرقان و انقلاب اسلامی ايران

صادق گلستانی[10]

چکیده

انقلاب اسلامی به عنوان بزرگترین حادثه سیاسی ـ اجتماعی قرن، به رغم پیش بینی‌های نظریه پردازان علوم اجتماعی، در دورانی رخ داد که سکولاریسم، جوامع غربی و غیر غربی را در نوردیده بود و از این رو در کانون توجه و تحلیل‌های اندیشمندان مختلف از جمله تئوری پردازن مغرب زمین قرار گرفت. مسأله اصلی این پژوهش بررسی نگاه و تحلیل برخی از شرق شناسان نسبت به انقلاب اسلامی، هویت، منشأ و پیامدهای آن است. این پژوهش با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوا، دیدگاه آنان را در این باب بررسی نموده است.

بطور کلی دیدگاه شرق شناسان در این باب را می‌توان به دو دسته تقسیم بندی نمود: برخی با نگاه واقع بینانه به این موضوع نگریستند؛ چنانکه انقلاب اسلامی را در راستای بحران نظری و عملی سکولاریزاسیم و مقوله عرفی شدن تفسیر نمودند و برخی تلاش کردند تا تفسیری وارونه از آن ارائه دهند که می‌توان به تفسیرکاریزماتیک از رهبری نظام و تقلیل نقش مذهب تشیع اشاره کرد.

واژگان کلیدی: شرق شناسان، انقلاب اسلامی، سکولاریسم، مذهب، تشیع



[1]. دانشيار فلسفه جامعة المصطفی(ص) العالمية

[2]. استاديار مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) (نویسنده مسئول) ebrahimipoor14@yahoo.com

[3]. دانشيار گروه علوم اجتماعی دانشگاه تهران

[4]. دانشجوی دکتری رشته اندیشه معاصر مسلمین، جامعة المصطفی(ص) العالمية (نويسنده مسئول)

 h.beygi12@gmail.com

[5]. دانشجوی دکتری رشته علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی (نویسنده مسئول)

[6]. دانش آموخته جامعه‌شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی و عضو هیئت علمی جهاد دانشگاهی

kalantarmehrjardy975@yahoo.com

[7]. استادیار علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم(ع)

[8]. دانش آموخته حوزوی، دانشجوی دکتری فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم(ع) (نویسنده مسئول)

soltani1359@iran.ir

[9]. دانش‌پژوه سطح چهار فلسفه علوم اجتماعی مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع)

m.rajabi136251@yahoo.com

[10]. عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)

bovariyan@yahoo.com

 

 

The Orientalists and the Islamic Revolution of Iran

 

Sadegh Golestani[1]

Abstract

The Islamic Revolution of Iran-arguably the biggest socio-political even of the twentieth century-took place in spite of the predictions of social scientists to the contrary and in a time when the ideology of secularism had permeated both Western and non-Western societies. Hence it was truly remarkable and became the focus of attention and subject of analysis of all types of pundits, including those hailing from the West. The study at hand aims to investigate the views and analyses of orientalists with regards to the Islamic revolution-its identity, its roots and its consequences. This research uses the analytical method and draws upon the method of content analysis to investigate their point of view.

The paper concludes that in general, the orientalists can be divided into two groups: realists who interpreted the Islamic revolution to be a consequence of the crisis of secularism (in theory and practice) and a type of populism; contrarians who interpreted the Islamic revolution in an “inverse” fashion, for instance seeing it to be the result of charismatic leadership and reducing the role that religion played in it.

Keywords: Orientalists, Islamic Revolution, secularism, religion, Shiism.


 

 

The Methodology of the Free Thinking of Iqbal Lahori

 

Mahdī Rajabī[2]

Abstract

Muammad Iqbāl Lāhūrī (aka Iqbal Lahori) was a Muslim reformer whose reformist thoughts were known the world over. He is counted as a peer to such thinkers as Sayyid Jamāl al-Dīn al-Afghānī. This article focuses on the thought of Iqbal and the context of that thought. It attempts to reconstruct the philosophical groundings which were the framework for his theorizing and shows how they affected his thought overall. The work at hand attempts to show that Iqbal’s novel contributions were influenced by the Westernized thought of Sayyid Amad Khān on the one hand, and the anticolonial struggles and the efforts to unify [the Muslims] by Sayyid Jamāl al-Dīn on the other. Moreover, Iqbal’s epistemology was much affected by the sensationalist and materialist leanings of the period in which he lived, and was also coloured by his superficial grasp of the philosophical heritage of the Islamic world, whereby he attempted to connect the perspectives of Muslim and Western philosophers. The result of this approach of Iqbal was the reconstruction and reform of religion predicated on a sensational-empirical knowledge base and the introduction of an open-minded “religion” reminiscent of the Enlightenment.

Keywords: Iqbal, reformism, Islamic awakening, free thinking, ijtihad, theory of khūdī (“self”).

 


 

 

The Methodology of the Cognitive Framework of Hassan Hanafi

 

Nasroallah aghajani[3] and Mahdī Sulṭānī[4]

Abstract

Hassan Hanafi is an Egyptian thinker who writes on philosophy, religion, modernity, culture and politics. His thought has had far reaching repercussions in the Muslim world and hence must be carefully considered. With a view to evaluate his cognitive framework, the present study makes use of the basic or fundamental method of research. The fundamental method looks at theories and ideas from a new perspective so as to be able to judge them logically. Hence first the non-cognitive factors of theory formation are looked at, and then the cognitive factors, such as the epistemological, ontological, and anthropological bases, are scrutinized. Hanafi was influenced by figures such as Sayyid Qutb and the German philosopher Edmund Husserl. As such, he tries to amalgamate utilitarianism and pragmatism under phenomenalism so as to reinterpret and reconstruct the Islamic heritage. With regards to non-intellectual factors, Hanafi is greatly inspired by the Egyptian milieu and some of the central themes of his discourse revolve around concepts such as “heritage” and “modernity.” To overcome the present crisis of Arab society, he employs Husserl’s strategy and first rejects the thought of fundamentalists and free-thinkers, he then reconstructs the status quo according to phenomenalism.

Keywords: Methodology, heritage, awareness, social thought, phenomenalism, Hassan Hanafi.

 


 

 

Interaction and Opposition between the Clergy and the Intellectuals during the Constitutional Revolution of Iran (1905-1940)

 

Majīd Nijātpūr[5] and ʿAlīriā Kalāntar Mihrjirdī[6]

Abstract

A full understanding of the nature and substance of movements and revolutions depends to a great extent on the determination of the role of the various social groups and forces that play an influential part in the execution of the same. The clergy and the intellectuals, due to the role that they play in most societies, are certainly counted as amongst the forces that have influence in social structures. The ideas that predominated during the constitutional movement led to an initial loose coalition between the clergy and the intelligentsia but eventually and inevitably ended in these two social forces being set off in opposition against one another. This was the first experience in the history of contemporary Iran in which two competing political groups worked together, in this case to bring the constitutional revolution to a victorious end. In the intellectual battles that took place between the two, the clergy was not able to put forth an appropriate religious alternative and sufficed itself with propagating the political system of the free thinkers. So for two decades after the constitutional revolution it was the free thinking intellectuals who held the reins of power in the country. During this time they slowly but surely pushed forward their agenda, removing any opponents from their path and establishing a new political system based on the institutions forged during the revolution-a system that they had already envisioned before the victory of the revolution. The main purpose of this article is to investigate the interaction and opposition between the clergy and the intellectuals during the constitutional revolution of Iran (1905-1940).

Keywords: Intellectuals, free thinkers, Constitutional Revolution of Iran, clergy, constitution of the revolution, ideology.


 

 

 

Postmodern Orientalism: Grounds and Consequences

 

 Hamid parsania[7] and Hadi Beygi[8]

Abstract

In this article, both the cognitive and social grounds as well as the consequences of postmodern orientalism is investigated using the archival-analytic method. The discussion at hand is centred upon a cognitive approach to the different stages and periods of orientalism and proceeds by following the developments in ‘science’ and knowledge. While it is true that changes in the notion of ‘science’ during the last few centuries has affected the conceptualization and epistemological approach of orientalism, leading to a new humility and to the use of a more conciliatory language, it nevertheless appears to be the case that the West is striving to quietly revive the classical spirit of orientalism-one that looks at and marginalizes the East in a colonialist way-in this present period labelled as postmodern. The paper in hand applies itself to these themes and in the process alludes to some of the new approaches to orientalism as enunciated by figures such as Edward Said, Ziauddin Sardar, Leila Ghandi, Hisham Djait, … 

Keywords: Orientalism, post-colonialism, modernity, Edward Said, postmodernity, dialogue.


 

 

 

Critique of the Theory of the Critique of the Arab Mind

 

Sayyid Musin Mīrī[9] and Qāsim Ibrāhīmīpūr[10]

Abstract

The theory of the Critique of the Arab Mind emerges from an epistemological approach to the issue of the backwardness of the Muslim world. Mohammed Abed al-Jabri in his two works, The Formation of Arab Reason, and The Structure of Arab Reason (vols. 1 and 2 of Critique de la Raison Arabe) discusses the genesis and the presence, the approach and the method, the political and geographical proliferation of cognitive systems-in particular literalist, mystical, and philosophical/logical. In explaining how these systems interact with one another, he reaches the conclusion that the innate incompatibility of the aforementioned systems and the eventual defeat of the philosophical system has led to the formation of Arab reason-an uncreative reason that is utterly unable to produce original thought. Al-Jabri holds that the way out of this situation is to reconstruct the philosophy of Averroes, the Fundamentals of Abu Isḥāq al-Shāibī, a teleological system of Law, and the history of Ibn Khaldun. Some of the most important criticisms of Al-Jabri’s thought are: taking a secular approach, believing that religion is silent on worldly affairs, ignoring mystical intuition as one of the sources of knowledge, holding to the innate incompatibility of cognitive systems, not observing intellectual unbiasedness, having a biased method, taking an epistemological conclusion from historical evidence, holding Islamic mysticism to be a non-Islamic import and a form of escapism, and calling philosophy an ‘ideology’.

Keywords: Islamic world, Arab reason, backwardness, Mohammed Abed al-Jabri, tradition, modernity.

 


 

 

Contemporary Islamic Thought Studies

One year, No. 2

Fall and Winter 2015

 

 

Concessioner: Al-Mustafa International Unversity

Publication by: Al-Mustafa International University, Tehran Campus

Editor-in-Chief: Aliakbar Attaran Tosi

Editor: Hamid Parsania

 

 


Editorial Board

 

Hamid Parsania: Associate Professor of Tehran University

Muhammad Hasan Zamani: Assistant  Professor of Al-Mustafa International Unversity

Mohsen Qumi: Associate Professor of Bagher Al-Olum University

 

Seyed Muhsen Miri: Associate Professor of Al-Mustafa International Unversity

Muhammad Jafar Elmi: Associate Professor of Al-Mustafa International Unversity

Shamsollah Mariji: Associate Professor of Bagher Al-Olum University

Hosein Suzanchi: Associate Professor Bagher Al-Olum University University

 

***

Production Secretary: Muhammad Javad Najafi

Persian Editor: Marzie Ghannad Bashi

English Translator: Shuja Ali Mirza

Composing and Graphic: Serat Golmishi

Circulation: 300 Copies

Price: 90000 Rials

***

 

Address: Tehran Campus, Al-mustafa International University, No 4, Alley 8, Sanaei St., Karim Khan Ave, Tehran, Iran.

Tel: +982188310224     Fax: +982188319979     P.O.Box: 1585653741

 

www.Journals.miu.ac.ir

Email: tehran.miu.ac@gmail.com

 



[1]. Faculty member of Sociology; Imam Khomeini Educational Research Institute.

[2]. Ph.D. Student of Philosophy of Social Sciences; Seminary Graduate Institute of Imam Reza.

[3]. Assistant Professor of Social Sciences; Baqir-al- Ulum University.

[4].  Graduated from Seminary, Ph.D. Student of Philosophy of Social Sciences; Baqir-al- Ulum University (Chief Author).

[5].  Ph.D. Student of Political Sciences; Allameh Tabatabaee University (Chief Author).

[6]. Graduated in Political Sociology; Allameh Tabatabaee University. Faculty member of Jahad Daneshgahi.

[7]. Associate Professor of Social Sciences Department of University of Tehran.

[8]. Ph.D. Student of Contemporary Muslim Thought; Al-Mustafa International University (Chief Author)

[9].  Associate Professor of Philosophy; Al-Mustafa International University

[10]. Assistant Professor in Imam Khomeini Educational Research Institute (chief author).

 

اعلانات

محتويات مرتبط
تازه های نشر

           
  آموزش پژوهش پذیرش
خبرنامه  
 
 
کليه حقوق اين سايت براي نمایندگی تهران محفوظ است.       E-mail: tehran@miu.ac.ir - tehran.miu.ac.ir@gmail.com