چهارشنبه ٢٩ شهريور ١٣٩٦
home mobile rss
FA |   EN
صفحه اصلی > پـژوهـش > همایش‌ها و نشست‌های علمی > نقد قرآن پژوهی در سنت دائرة المعارف نویسی غرب 


گزارش سمینار دکتر مظفر اقبال

با عنوان

 بررسی و نقد قرآن­پژوهی  در سنت دایره المعارفی غرب (2013-1913)

 

مرکز پژوهشی مطالعات اسلام معاصر

مجتمع آموزش عالی تهران

25 آبان 1392

 

مقدمه

درسرآغاز مدخل قرآن در اولین ویرایش دایره المعارف اسلام بریل (1913-1938) چنین آمده است: "قرآن، کتاب مقدس محمدان­ها(مسلمانان) دربردارنده  الهامات و وحی هایی است که بر محمد[ص]نازل می آمد و در ساختاری که متعهد به کتابت بود، ثبت شده است." تقریبا نیم قرن بعد، این تعریف پارادایم گونه در ویرایش دوم دایره المعارف اینگونه از نو طرح می شود: "متن مقدس مسلمانان دربردارنده ی الهامات و وحی هایی نازل شده برمحمد[ص]و ثبت شده به صورت نوشتاری است." هیچ مدخلی با عنوان قرآن در دایره المعارف قرآن (2001-2006) وجود ندارد بلکه چند مدخل دیگر در باب آن نوشته شده است.

این سمینار به دنبال بررسی جنبه های بنیادین رویکردهای سنت دایره المعارف نویسی به زبان انگلیسی به قرآن است که در این نمونه های بالا آمده است. این مهم با درآویختن به مفهوم "وحی" که ابتدائا به مثابه چیزی که " پوشیده در رازآلوده گی­ای بود که حضرت محمد (ص) یا نمی توانست و یا نمی خواست آن را روشن کند... [ و محصول] شرایط نیمه جذبه آلود است و او بر آن ها فائق آمده است." این مفهوم بعدها به صورت های مختلف به مثابه " الهام و تلقینی درونی که مشابه با حالتی که شاعران ادعا می کنند"، " ارتباط بدون صورت بندی های زبانی که منتقل کننده  اراده  خدا می باشد" و " ارتباط علم خدا و اراده  او، خوف ورجا به انسان" بازشناسی شد.

این سمینار  با پیگیری ریشه های تاریخی این رویکردها تا دوره پیشادایره المعارف نویسی، تغییرات گفتمانی در رویکردهای غربی به متن قرآن را بررسی می کند؛ آنسان که این رویکرد ها، نظریه ها و فرضیه های مختلفی را در باب متن قرآن پروراندند. این جستار پی یافتن بنیادین­ترین گزاره ها در مورد این صورت بندی ها است،  همچنین دامنه ی فهم غربی از روایات مسلمین در باب قرآن را کاوش کرده و آن ها را به صورت تاریخی از طرد و انکار یکجا و کامل تا موافقت مشروط، درجه بندی می کند.

 

درباره سخنران

 

مظفر اقبال رئیس و بنیانگذار مرکز علوم اسلامی (کانادا) است. وی ویراستار مجله ی سالانه علوم اسلامی در باب وجه نظر های اسلامی به علوم و تمدن است و سرویراستار جلد هفتم دایره المعارف تطبیقی قرآن به مثابه ی اولین منبع  انگلیسی زبان در باب قرآن و مبتنی بر چهارده قرن تاملات و تحقیقات مسلمین است.

دکتر اقبال مدرک دکتری خود را در رشته ی شیمی (در دانشگاه ساسکاتچوان کانادا و در سال 1983) اخذ کرده است. او سپس زمینه ی علوم تجربی را رها کرد تا کامل خود را وقف اسلام و سنت معنوی، عقلانی و علمی ش کند.

او در لاهور پاکستان به دنیا آمد و از سال 1979 در کانادا زندگی می کند. او از سال  1979 تا 1984 مناصب دانشگاهی و پژوهشی ای در دانشگاه ساسکاتچوان؛ در سال های 1984-1985 در دانشگان ویسکانسین- مدیسون و در سال 1986 در دانشگاه مک گیل داشته است. در اثنای سال های 1990 تا 1999 تحقیقات و مطالعات خود در باب جنبه های متنوع اسلام در پاکستانرا دنبال کرد؛ وی موسس کمیته ی سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) درباب تفاهمات و همکاری های علمی و تحقیقاتی مابین سال های 1991 تا 1996 و برگزارکننده ی آکادمی علوم پاکستان در سال های 1998 و 1999 بود.

دکتر اقبال در اثنای سال های 1999 تا 2001، برگزارکننده ی برنامه ای (برای جهان اسلام) برای دوره ی دین- علوم برای مرکز الهیات و علوم طبیعی(CTNS) در برکلی ایالات متحده بود.

دکتر اقبال تالیف، ترجمه و یا ویرایش بیست و سه عنوان کتاب و چاپ نزدیک به صد مقاله در موضوعات مختلف اسلام، سنت معنوی و فکری آن و در باب ارتباط بین اسلام و علوم، اسلام و جهان غرب، شرایط معاصر مسلمین و تاریخ علوم اسلامی را در کارنامه ی خود دارد. از آثار منتشر شده ی او می توان به اسلام و علوم؛ خدا،حیات و کیهان: دیدگاه های مسیحی و اسلامی؛ علم و اسلام؛ اسلام، علم، مسلمانان و تکنولوژی:سید حسین نصر در گفتگو با مظفر اقبال؛ فجر در مدینه: گذرگاه یک زائر؛ شبنم روی رزهای آفتاب سوخته و نوشته های کوانتومی دیگر؛ مواجهات تعیین گر: اسلام، مسلمین و غرب؛ ساخت علم اسلامی.

او همچنین ویراستار مجموعه ی اسلام و علم: دیدگاه های تاریخی و معاصر می باشد که این اثر چهارجلدی مهم ترین و تاثیربخش ترین مقالاتی که مربوط به جنبه های مختلف ارتباط بین اسلام و علوم هستند را گرد هم آورده است.

او یکی از مترجمین جلد هفتم تفهیم القرآن است که تفسیر تاثیربخش قرن بیستمی قلمداد می شود. او شرکت کننده و مشاور حلقه ی متمرکز- تربیت هیبت و حیرت در اوان کودکی  و یکی از بنیانگذاران بنیاد آموزش مسلمانان (کانادا) است. این سازمان غیرانتفاعی برآن است تا منابع و خدماتی را به منظور آموزشی و برپایه ی جهان بینی قرآنی برای محصلین و دانشجویان و خانواده ها فراهم آورد.

 

****************

 

نوشتن دایره‌المعارف‌ها و مداخل متنوع آنها، از آنجا که منبعی دست اول برای دیگر تحقیقات علمی محسوب می‌شوند، بیش از همۀ متون دیگر نیازمند تأمل، تخصص و دقت است. در واقع، دایره‌المعارف‌ها، بالاخص در زمینه‌هایی نظیر معارف دینی، مصداق متون مقدسی خواهند بود که شناخت کل یک تاریخ و جامعه را تحت تأثیر قرار خواهند داد. این دست از متون، «همچون آهنربایی هستند که جهت تحقیقات را تعیین می‌کنند».

دایره المعارف اسلام:

مطلع بحث تحلیل سه ویراست از دایره‌المعارف بزرگ اسلام که انتشارات پرنفوذ بریل آن‌را منتشر ساخته است، خواهد بود. اولین ویراست آن، در فاصلۀ سال‌های ۱۹۱۳-۱۹۳۸منتشر شده است. دومین ویراست در طی سال‌های ۱۹۶۰-۲۰۰۵منتشر شده است و ویراست سوم، از ۲۰۰۸تاکنون در حال پیگیری است.

در زیر عنوان دایره المعارف اسلام آمده است: «دایره‌المعارفی شامل جغرافی، قوم‌نگاری و بیوگرافی مردمان محمدان[1]». این عنوان نشانگر آن است که در این ویراست، آیین اسلام، بیش از آنکه به این نام مشهور باشد، به آیین محمدان‌ مشهور بوده است و این خود، برای فهم درک غربیان از اسلام و فرهنگ اسلامی بسیار حائز اهمیت است. اما آنچه به مثابه نکته­ای انتقادی نمایان می‌­شود، نقصهایی است که در این دایره‌المعارفِ مهم در مورد ابتدایی‌ترین و ساده‌ترین عقاید مسلمین مطرح شده است. این نقصها در مواردی از اساس، با بدیهی‌ترین باورهای مسلمانان تطابق ندارد. در سرآغاز مدخل قرآن، در اولین ویرایش این دایره‌المعارف چنین آمده است: «قرآن، کتاب مقدس محمدان، دربردارندۀ الهامات و وحی‌هایی است که بر محمد نازل می‌آمد و در ساختاری که متعهد به کتابت بود، ثبت شده است».[2] اما آنچه ممکن است از پی این نکات به ذهن متبادر می گردد، درک ناقص و گاه همراه با غرض نویسندگان و عدم صداقت پژوهشگری آنها از یکی از مهمترین مفاهیم اسلامی، همچون وحی است. برای توضیح این مقصود در ادامه می توان به مدخلی دیگر اشاره کرد: « قرآن دربردارنده اشارات کم و بسیار مبهمی درباب فرآیند ارتباط در وحی است؛ پیچیده شده در رازآمیزی ای است که حضرت محمد (ص) یا نمی توانست و یا نمی خواست که روشن سازی کند. ما نه از قرآن بلکه از احادیث معتبر است که به شرایط نیمه بیمارگونه و نشئه آمیز آگاه می شویم که او با آنها بر این وحی نائل آمده است.»  به عنوان مثالی دیگر، می توان به مقالۀ «نبوت» (vi: 641-657) در این دایره‌المعارف اشاره کرد. در پاسخ به این پرسش که وحی چگونه پدیده‌ای است؟ و یا اینکه حضرت محمد[ص]، این یافته‌های قرآنی را از کجا آورده است؛ پاسخ‌هایی یافت می‌شود که بر اساس آن، حضرت محمد(ص) را در هنگام دریافت وحی، مجنون (madjnun/possessed)،کاهن (soothsayer/kahin) و یا ساحر (magician/sahir) معرفی می‌کند و یا او را در هنگام دریافت وحی، دچار صرع (epileptic) می‌داند.بر همین اساس در ادامه این مطلب چنین ذکر می شود: " ... او [پیامبر] در این شرایط  نشئه گونه، آنچه از جانب ارتباطهای الهی دریافت می کرد به صورت مبسوط نبوده است بلکه تنها بنیانها به او منتقل شده و او بعدها به صورت جزئی تری آنها را می پروراند."[3]

در تحلیل این مسئله، اولاً باید با تکیه بر نوعی جامعه‌شناسی معرفت، تاکید کنیم که در ۱۹۱۳، حتی یک کشور اسلامی نیز وجود نداشته که تحت تأثیر استعمار نباشد و این مسئله، گویای آن است که از میان جوامع اسلامی، محققان برجسته‌ای، حتی معدود، نبوده‌اند که این نکات بدیهی را متذکر شوند. براستی چنین تحلیل‌ها و گزارشاتی در یک قرن پیش، از کجا مطرح شده و چه شرایطی سبب تولید چنین مکتوباتی دربارۀ اسلام شده است؟ فضای عقلانی حاکم بر غرب در این دوره چگونه بوده است؟

اما چهل سال بعد، در ویراست دوم نیز، مسئلۀ مذکور، هرچند به صورتی دیگر، اما همچنان مطرح باقی ماند. در ویراست دوم، برخی اشکالات ظاهری، به‌عنوان مثال، تغییر در اتخاذ عناوین و مداخل، تا حدی مترفع شد؛ به نحوی که  سرتیترها به صورت آکادمیک و علمی تدوین می گردند.[4] اما اشکالات محتوایی همچنان باقی ماند. فی‌المثل در ابتدای مدخل دوم، «محمد و قرآن»[5]، اشاره شده است که در میان راست‌کیشان مسلمان، قرآن، کلام الهی است که توسط خداوند بیان می‌شده، محمد [ص] دریافت‌کننده و جبرائیل، عامل واسطه و حامل وحی بوده است. اما بلافاصله، فراگیری و صحت این باور، از سوی نویسنده مدخل، مورد انکار قرار می‌گیرد و صحت آن‌را بر اساس شواهد داخلیِ دایره‌المعارف منکر می‌شود.[6] در جایی دیگر اشاره شده که پیامبر، متن قرآن را با ترکیبی از آموزه‌های موجود در منابع یهودی و مسیحی، ساخته است و عجیب‌تر آنکه مبنای این ادعا را برخی از مجامع حدیثی اسلامی می‌داند.[7]می‌دانیم که چنین ادعایی در هیچ یک از منابع حدیثی اسلامی تأیید نشده است.

سومین ویراست "دانشنامه ی اسلام" بریل، اثری کاملاً جدید است، با مقاله هایی جدید که تنوع زیادی از مطالعات و تحقیقات اخیر را نشان می دهد. زمینه جدیدی که به آن اضافه شده، مطالعه سرتاسری است که در این دانشنامه از اسلام در قرن بیستم و اقلیتهای مسلمان در سراسر جهان شده است. ویراست سوم در سال 2008 به چاپ رسیده است.

دایره المعارف قرآن:

پس از معرفی اجمالی سه ویراست از دانشنامه ی اسلام، نوبت به بحث از  "دایره المعارف قرآن" می رسد که آن را انتشارات بریل و در فاصله ی سال های 2001 تا 2006 به چاپ رساند. سرویراستار این اثر را دکتر جین دامن مک آلیف به عهده داشته است و طیف وسیعی از ویراستاران با این اثر همکاری داشته اند.[8] اما آنچه بیش از همه جلب نظر می کند این است که از بین 277نویسنده ای که در مجموع 638 مقاله ی این اثر همکاری داشته اند، 82 درصد آنها غیر مسلمان و تنها 18 درصد آنها مسلمان هستند. اگرچه نام 278 نویسنده در لیست نام کسانی که در نوشتن مقاله های این دایره المعارف سهیم هستند آمده است اما از این تعداد، 128 نفر تنها یک مقاله دارند، 61 نفر دو مقاله نوشته اند و 37 نویسنده در این اثر سه مقاله دارند. از این رو 330 مقاله از مجموع کل مقاله های دایره المعارف قرآن به قلم 53 نفر نوشته شده است که 95 درصد از این تعداد غیر مسلمان هستند. باید این پیش فرض را قبول کرد که نوشتن یک مدخل دایره‌المعارفی در این علوم توسط یک مسلمان و نوشتن همان مدخل توسط یک غیر مسلمان که اعتقادات اسلامی را درک نکرده است، بی‌شک تفاوتی جدی در متن اثر خواهد داشت. از این منظر دیگر نواقصی که پیشتر به بخشی از آنها اشاره شده بود را بررسی می‌کنیم. اول اینکه حتی در ویرایش دوم این دایره‌المعارف، سر ویراستار، فردی غیر مسلمان است و تنها ویراستار مسلمان این چاپ، نصر حامد ابوزید بوده است. شاید بتوان دلیل اصلی تصمیم گیری برای انتخاب ویراستاران غیر مسلمان در این اثر را وجود یک پیش‌فرض مذکور در یادداشت سر ویراستار دانست و آن اینکه «دلبستگی دینی، تأثیری در پژوهش دانشگاهی ندارد». در حالی‌که واقعاً چنین ادعایی صحت ندارد. لازم است اندکی بیشتر در باب این پیش فرض تامل کنیم.

پیش فرض اساسی دایره المعارف قرآن:

سرویراستاردرپیشگفتاربهپیش فرضیاساسیاشارهکردهکهدایرةالمعارفقرآنبرآناستوارشدهاست:« نمی توانازیکسنت واحدآکادمیکقرآن پژوهیسخنگفت. چندینقرنقرآن پژوهیِ مسلمانانمسیریرادرطولتاریخترسیم  می کندکهبامسیرقرآن پژوهیِغربیهمپوشانیدارد. ایندومقوله،ضمناینکهممکن استازدقتکافیبرخوردارنباشند،دارایرهیافتیواحدویکپارچه یاروشییگانهوقطعینیزنیستند. همدرونهریکازدوسنت قرآن پژوهیاسلامیوغربیوهمبینآنهانزاع هاییشدیدوبحث برانگیزمی توانیافت... منظرعلمیدیگرچندانباهویتدینیمرتبطنیستوپژوهش هایدرخشاندراینجوّسرشارازتکثربهحیاتخود ادامهمی دهد. ویراستاراندایرةالمعارفقرآنکوشیده اندتااینتکثررا درتمامصفحاتایناثرجاریسازندوانتظاردارندتاایندایرةالمعارف وسیع ترینطیفممکنازتحقیقاتدقیقوآکادمیکدربارۀقرآنرا عرضهکند».

پاککردنمرزمیانکارآنانکهمعتقدندقرآنیکمتنوحیانی است)مسلمانان( وآنانکهبهچنینچیزیباورندارند)غیرمسلمانان(، به روشنیازهماناصلیحکایتداردکهویراستارانازمحققانمسلمان وغیرمسلماندعوت شدهبههمکاریدراینپروژهمی خواهند.

بااینکهازحیثنظریدرهرزمینه ایودرهرمحیطدینی یاغیردینیمی توانپژوهش هایخوبوبدداشت،مطالعاتقرآنی استثناستزیراازچشم اندازاسلامی،قرآنکتابیهمچوندیگرکتاب ها نیست؛اینمتنحاویمطالبیاستکهگرچه بهزبانموجوداتبشری است،اماازجهانیماورایبشریآمدهاست.

بنابراین،تصمیمفردهرچهباشد،محصولعلمی اشدرچارچوبهمانالزاماتازپیشتعیین شدهشکلمی گیرد؛وقتیاز قرآنحرفمی زنیم، پژوهش «بی طرف» محلیازاعرابندارد. پس، پیش فرض اساسی دایره المعارف قرآن(«منظر علمی دیگر چندان با هویت دینی مرتبط نیست»نادرست است»)، چهپژوهشدربابقرآنحقیقتا بهدودستهتقسیممی شود: 1.پژوهشآنانکهنقطۀعزیمت کارشاناینباوراستکهقرآنکلامواقعیخداست؛و2.پژوهش آنانکهچنینباوریندارند. درهردودستۀبالا،همپژوهشخوب، مستندودقیقیافتمی شود،وهمکارضعیف،شلختهوغیرقابل اعتماد،امااینسنخداوری هادرمرتبۀدوماهمیتقراردارند.

نقد دیگر بر این اثر، فقدان مداخلی با موضوع توحید است که هرچند در قرآن، صریحاً بیان نشده، اما از اساسی‌ترین مباحث شناخت اسلام قلمداد می‌شود. در این اثر، در حالی از این موضوع و برخی موضوعات مهم دیگر غفلت شده[9] که مداخلی با موضوعات [فرقۀ] احمدیه، ادبیات آفریقایی، بهائیت و نظایر آنها مورد توجه قرار گرفته‌اند. از نظر منابع نیز اغلب آنها، منابع غیر آشنا برای مسلمین یا منابع ضعیف و دست دوم هستند. نمونه‌های غریب و ناصحیحی از مدعیات دیگر دایره‌المعارف از این جمله اند: جبرائیل، سورۀ علق را روی پرده‌ای، تحریر کرده بود و پیامبر آن‌را دریافت کرد[10][11] و یا مدعیات عجیبی راجع به زنان پیامبر و نظایر آنها.[12]

دایره المعارف جامع قرآن:

در راستای نقد این مدعیات، دو مقاله‌ در ژورنال‌های معتبر بین‌المللی منتشر کرده ایم.[13]  بعلاوه، انتشار «دایره‌المعارف جامع قرآن»[14] هفت جلدی که جلد اول آن، تکمیل و منتشر شده است. بنا به اهمیت پیشتر ذکر شدۀ دایره‌المعارف‌نویسی، مخاطبان این دایره المعارف را باید عموم مسلمین، دانشجویان و جویندگان جدی حقیقت اسلام دانست. ویژگی و ممیزات این دایره‌المعارف از این قرار است: به منابع قوی پنج قرن اول اسلامی ارجاع می‌دهد؛ نظر مسلمین را بیان می‌دارد؛ دقیقاً به زبان آکادمیک معاصر نوشته شده است؛ استانداردهای بالای آکادمیک دارد، بر این مقدمه استوار است که قرآن، متنی وحی‌ شده است، جایگزینی ضروری در برابر کارهای شرق‌شناختی و نوشرق‌شناختی در باب قرآن است و مقالات، پس از داوری و اصلاح و طی کردن مراحل ویراستاری، منتشر می‌‌شود.

 

مداخل جلد اول دایره المعارف جامع قرآن

1.      الله: مولفان مظفر اقبال و نصیر احمد

2.      احمد (صلوات الله علیه): جیبریل فواد حداد

3.       استطاعه : جیبریل فواد حداد

4.       غسل، وضو، تیمم: زکریا الخطیب

5.      دار: جیبریل فواد حداد

6.      نسخ: جیبریل فواد حداد

7.      زهد: جیبریل فواد حداد

8.      ابوبکر (رضی الله عنه): مظفر اقبال

9.      ابولهب: مظفر اقبال

10.  کسب: ناصر احمد و مظفر اقبال

11.  عاد: سهیل لاهر

12.  آدم (صلوات الله علیه): مظفر اقبال و ناصر احمد

13.  فرزند خواندگی: ناصر احمد و مظفر اقبال

14.  زنا: محمد عمر و عاصم علی رشید

15.  نصیحه: سهیل لاهر

16.  پرخاشگری و تجاوز: ناصر احمد و مظفر اقبال

17.  زراعت: ناصر احمد و مظفر اقبال

18.  علقه: مظفر اقبال

19.  عهد، عقد، ایمان، حیلف، میثاق: محمد مشتاق

20.  صدقه: عاصم رشید

21.  ملک (ملائکه): جیبریل فواد حداد

22.  غضب، غیض، سخط: فاطمه احمدشاه

23.  دابه، دواب: جیبریل فواد حداد

24.  مبهمات: جیبریل فواد حداد

25.  الانصار: مظفر اقبال

26.  ارتداد: جیبریل فواد حداد

27.  قدر و تقدیر: ناصر احمد و مظفر اقبال

28.  مسجد الاقصی: مظفر اقبال و ناصر احمد

29.  عربی: محمد عمر (بسیط کریم اقبال)

30.  عرفات: مظفر اقبال

31.  تحکیم: ناصر احمد (مظفر اقبال)

32.  فلک، سفینه: جیبریل فواد حداد

33.  شریان و رگ: مظفر اقبال

34.  ضال: فاطمه احمدشاه

35.  ذره: مظفر اقبال

36.  سلطان، اولی الامر: جیبریل فواد حداد

37.  بخل، حرص: فاطمه احمد شاه

38.  خشیت الله: ناصر احمد و مظفر اقبال

39.  ایوب (صلوات الله علیه): مظفر اقبال

40.  آزر: مظفر اقبال

41.  بابل: مظفر اقبال

42.  غیبت: جیبریل فواد حداد

43.  بدر: جیبریل فواد حداد

44.  بعل: مظفر اقبال

45.  برزخ: جیبریل فواد حداد

46.  بسمله: ناصر احمد و مظفر اقبال

47.  اسماء الحسنی: جیبریل فواد حداد

 

 


[1]. Muhammadan Peoples)

[2]Koran, the, (al-Kur’an), sacred book of the Muhammadans contains the collected revelations of Muhammad in a form fixed by committal to writing

[3]The Kur’an gives only a few hints about the manner of these inspirations; a veil lay over them which the Prophet either could not or would not raise completely…but we are taken further in an indirect way by the oft recurring accusation of his enemies that Muhammad was possessed (madjnun), a soothsayer (kahin), a magician (sahir), for they show that in his moments of inspiration he made an impression similar to those figures well known in ancient Arabia…In Byzantine authors we find it stated that the Prophet was epileptic (e.g. Theophanes, Chronographia, ed. De Boor, i.334

[4]. عناوین ویراست دوم از این قرارند: 1.ریشه شناسی و مترادف ها 2.محمد (ص) و قرآن 3. تاریخچه ی قرآن پس از سال 632 4. ساختار 5. رخداد نگاری متن 6. زبان و سبک 7. فرم های ادبی و موضوعات اصلی 8. قرآن در زندگی و اندیشه ی مسلمین 9. ترجمه های قرآن. در واقع   ویراست دوم این دایره المعارف در ارائه و تنظیم محتوا و در ظاهر علمی­ترش با ویراست اول متفاوت است.

[5]Muhammad and the Kur’an

[6]The orthodox view of the dramatic form of the Kur’an is that God is the speaker throughout, Muhammad is the recepient, and Gabriel is the intermediary agent of revelation…an analysis of the text shows that the situation is considerably complex than this….In some passages (XCI, 1-10, CI, CII, CIII etc.) there is not even any indication that the message is from a deity (on this, cf. Muir, Mohammad, 39 ff.), and in some (LXXXI, 15-21, LXXXIV, 16-19, XCII, 14-21, etc

[7]Several Medinan passages give the impression that Muhammad actively sought information from the scriptures of the Jews, since they are condemned for concealing their Book from him. Some mention written copies that were shown to Muhammad or his followers, e.g. VI, 91: “the Book Moses brought…you have put on parchments you show, but you hide much of it”. Others such as II, 79, accuse the Jews of writing out passages of their own and saying “This is from God”. See also II, 77, 140, 174, III, 71, and V, 15. … Such a view, although considered unorthodox today, is not inconsistent with some reports found in the hadith collections and other Muslim sources.

 

[8]سه مدعای اساسی در این اثر وجود دارد: 1. ادعای رویکرد تکثرگرایانه؛ اما بررسی اجمالی فهرست نویسندگان نشان می دهد که اکثر قریب به اتفاق آنها به یک رویکرد اصلی درباره ی قرآن ملتزمند: رویکرد مدرن، نسبیت گرا و تکاملی که در آن متن قرآن محصولی بشری تلقی می شود و مستلزم هرمنوتیک تاریخی است. 2. ادعای بی طرفی: باید بسیار بگردیم تا مقاله ای را در دایره المعارف قرآن بیابیم که انباشته از مشخصه های رهیافت خاورشناسانه به قرآن نباشد. این مشخصه ها عبارتند از شک گرایی تمام عیار معرفتی، تردید افکنی در حتی موثق ترین مواد اسلامی، عدم قطعیت و ابهام آن هم در کتابی که اذعان دارد: تردیدی در آن نیست (لاریب فیه)، به حق نازل شده است. شاخصه ی رهیافت تقریبا همه ی مولفان مقالات اصلی دایره المعارف قرآن، همچون خاورشناسان، عدم درک مواجهه با قرآن چونان متنی وحیانی است. 3. ادعای پژوهش دقیق و آکادمیک: همانطور که در ادامه ی مطلب نیز به تفصیل بیان می گردد، این اثر حاوی 694 عنوان مدخل است. لازمه ی تحقیق علمی و آکادمیک آن است که مدخل ها برآمده از خود قرآن باشند. بررسی مدخل های این دایره المعارف نشان می دهد که عناوین مدخل ها نه از ساختار منسجم و یکپارچه ی مضامین قرآنی برآمده اند و نه برمبنای روالی منطقی سامان یافته اند؛ برعکس، این تنها فهرستی دم دستی است که به هیچ وجه نشان از طرحی روشمند و منسجم برای اثری مرجع در آن نیست و مدخل های متعددی هستند که به زحمت می توان آن ها را به قرآن ربط داد. (به نقل از مقاله ی مطالعات آکادمی غربی و قرآن: غرض ورزی های همیشگی، مظفر اقبال، ترجمه ی آن چاپ شده در کتاب ماه دین سال شانزدهم، شماره 92، مهر 92)  

[9]موارد متعدد دیگری نیز هست که با اهمال ویراستاران این اثر در این دایره المعارف وارد نشده است؛ برای مثال در باب ملکه ی سبا مدخلی وجود دارد اما در باب هدهد که به حضرت سلیمان (ع) نامه و پیغام می رساند اثری نیست. یا اینکه در مورد "نمل" و "نحل" که به نام هردو در قرآن سوره وجود دارد هیچ مدخلی نوشته نشده است. در موارد دیگر می توان میوه ها یا گیاهانی نام برده شده در قرآن را عنوان داشت که هیچ مدخل یا مقاله ای در باب آنها نداریم: مثل "انار"، " انگور" ویا "زیتون". اگرچه یک مقاله در مورد نخل خرما وجود دارد. از این موارد بسیار زیاد است که تنها به بعضی از آنها اشاره شد.

[10]در ادامه ی این مطلب که در باب جبرئیل ذکر شد، آمده است که "اجماع مسلمانان بر این واقعه وجود دارد". این در حالی است که نویسندگان هرگز به این اجماع ارجاع نمی دهند به این دلیل ساده که چنین روایتی تنها یک حدیث مرسل است و بنابراین اجماع مسلمانان که در باب آن به کار رفته بی وجه است.

[11]…, when Gabriel came bringing a cloth on which was embroidered the text to be recited.

 

[12]بسیاری از تبیین هایی که از زندگی اهل بیت پیامبر در این اثر ارائه شده، حاوی توصیفات جزئی از کشمکش های داخلی و حسادت های بین امهات المومنین است. این توصیفات، همسران پیامبر را حسود، حریص، حقیر، غیبت کننده و تشنه ی قدرت معرفی می کند.

[13] "قرآن، شرق شناسی و دایره المعارف قرآن" چاپ شده در ژورنال مطالعات و تحقیقات اسلامی.

 "آکادمی های غربی و قرآن: چند تعصب پایا"

[14]"Integrated Encyclopedia of the Qur’an"

اعلانات

محتويات مرتبط
تازه های نشر

           
  آموزش پژوهش پذیرش
خبرنامه  
 
 
کليه حقوق اين سايت براي نمایندگی تهران محفوظ است.       E-mail: tehran@miu.ac.ir - tehran.miu.ac.ir@gmail.com