شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
home mobile rss
FA |   EN
صفحه اصلی > پـژوهـش > دوفصلنامه تخصصی مطالعات اندیشه معاصر مسلمین > سال اول، شماره اول، بهار و تابستان 1394  

بررسي روش‌شناختي اخباري‌گري با تأکيد بر انديشه‌هاي
امين استرآبادي

قاسم جعفرزاده[1]

چکيده

هر مکتب معرفتي و سامانه‌ي علمي نياز به پويايي و تحرک دارد؛ در گستره‌ي تاريخ، انديشه‌هايي که نتوانسته‌اند پا به پاي پيشرفت زمان، حرکت کنند، از پاسخگويي به پرسش‌هاي روز درمانده‌اند و کم کم رو به فراموشي و خاموشي رفته‌اند. روش‌هاي معرفتي در فهم دين اسلام که دين خاتم است، نياز به باز خواني و آسيب‌شناسي جدي دارد، زيرا که آموزه‌هاي آن براي همه زمان‌ها و مکان‌ها آمده است. اخباري‌گري در برهه‌اي از تاريخ انديشه شيعي روش حاکم در فهم متون ديني بوده و در عصر حاضر هم به عنوان يک روش در اين عرصه عمل مي کند. در اين مقاله بر آنيم تا بررسي کنيم اخباري‌گري چگونه شکل گرفته و از چه مبادي معرفتي بهره جسته و در تاريخ انديشه شيعي چه پيامد‌هاي معرفتي و اجتماعي را در پي داشته است. از اين رو با روش تحقيق کتابخانه‌اي به روش‌شناسي فهم ديني رويکرد اخباري‌گري خواهيم پرداخت و در ابتدا به شکل‌گيري تاريخي اخباري‌گري به عنوان روش نقلي صرف در دست‌يابي به احکام اسلامي اشاره نموده، سپس به زمينه‌هاي اجتماعي و دلايل  شکل‌گيري و در نهايت به  لوازم  معرفتي و اجتماعي آن خواهيم پرداخت.

کليد واژگان: اخباري گري، محمد امين استر آبادي، عقل، نقل، روش شناسي، لوازم معرفتي ، لوازم اجتماعي.

 

معرفت‌شناسی جريان تکفير
(بررسی اعتبار منابع معرفت نزد جريان‌های تکفيری)

مصطفی شريفی پور[2]

چکیده

معرفت‌شناسي جريان‌تكفير درصدد فهم منابع دانشی جریان سلفی ـ تکفیری است. گفتمان سَلفی با نپذیرفتن عقل به‌عنوان منبعی در عرض نقل، عملاً از این سنخ معرفت بیبهره بوده و آن را به حد یک مؤید برای یافتههای نقلی تقلیل داده است و از این روسی که این جریان عقل را در طول نقل و دلیلی غیرمستقل فرض می‌کند.

دلیل نقلی مهمترین منبع دانشی این نحله به شمار میرود که خود شامل کتاب، سنت و اجماع میشود. حجیت خبر واحد در عقاید حتی باوجود ضعف سند از چالشیترین مباحث معرفت‌شناسانه‌ی این جریان است.

در این جریان، روش شهودی با اینکه از اساس انکار نمیشود اما قرار گرفتن آن در عرض دلیل نقلی و یا تقدم آن بر ادلهی سمعی به‌شدت مورد اعتراض و انکار سلفیه قرار میگیرد و منازعات سلفیه با متصوفه شاهدی بر این مدعاست.

کلیدواژگان: معرفتشناسی، تکفیر، عقل، نقل، تجربه، شهود


 

 

درآمدی بر فقه اجتماعی و نسبت آن با علم اجتماعی مسلمين

محمدتقی مقدمی[3]

چکیده

فقه اجتماعی به عنوان بخشی از فقه عام، پدیده‌های اجتماعی را از منظر حقوق و تکالیف مؤمنان بررسی می‌کند و با اندیشه اجتماعی مسلمین، دارای پیوندهای عمیق روشی و معرفتی است. فقه اجتماعی می‌تواند ظرفیت بالایی را در طرح پرسش‌ها و ساخت نظریه‌های نوین و به طور کلی در فرایند تولید علم اجتماعی ایفا کند. بدین منظور، هدف تحقیق حاضر، شناسایی زمینه‌های مشترک و نسبت میان این دو علم با روش مقایسه و مطالعه تطبیقی است تا وجوه افتراق و اشتراک و میزان تأثیرپذیری و تأثیرگذاری هر یک معین شود. اشتراک دو علم در ارائه الگوی رفتاری و هنجارساز آن دو است. فقه اجتماعی، هنجارها و باورهای دینی را با استفاده از مکانیزم جامعه‌پذیری درونی می‌کند و در مقابل، علم اجتماعی با تصحیح فهم وتعمیق دریافت‌های فقیه از موضوع و مسائل اجتماعی، به سالم‌سازی فرایند اجتهاد و رسیدن به حکم واقعی یاری می رساند.

کلیدواژگان: فقه سیاسی اجتماعی، علم اجتماعی، علم اجتماعی مسلمین، احکام ثابت و متغیر.


 

 

فتوت و نسبت آن با عرفان اجتماعی

محمدحسين مقاره‌ای[4]

چکیده

عرفان یکی از مواریث با اهمیت گذشتگان است که حیات اجتماعی خود را به گونه‌های مختلفی در میان مذاهب اسلامی ادامه داده‌ است. یکی از انحراف‌ها و اشکال‌هایی که متأسفانه در میان عرفا بروز پیدا کرده، انزواطلبی و دوری از متن جامعه بوده ‌است. برای رفع این مشکل، جریان‌هایی به نام فتوت و نظیر آن در طول تاریخ ایجاد شدند تا بتوانند این نقیصه فردی بودن عرفان را برطرف کنند که می‌توان آن را نوعی حرکت به سمت عرفان اجتماعی دانست. عرفان اجتماعی، عرفانی است که علاوه بر سلوک فردی، سلوک اجتماعی در آن نقش پررنگی دارد و عارف تلاش می‌کند با تزکیه نفس خود، کاری پیامبرگونه انجام دهد و جامعه را نیز به سمت کمالات الهی سوق دهد. عرفان اجتماعی، دارای مراتب مختلفی است و در یک تقسیم‌بندی می‌توان آن را به عرفان اجتماعی حداقلی و حداکثری تقسیم کرد. در این مقاله تلاش می‌شود با بررسی فتوت‌نامه‌ها، تفاوت‌های میان عرفان فردی با عرفان اجتماعی و تفاوت میان عرفان اجتماعی حداقلی با عرفان اجتماعی حداکثری بیان شود.

کلیدواژگان: فتوت، عرفان عملی، عرفان اجتماعی، عرفان حداکثری، تزکیه، عبدالرزاق کاشانی.


 

 

گونه‌شناسی عرفان اجتماعی با تأکيد بر ديدگاه‌‌های امام خمينی(ره)

حمزه خادم علی[5]

چکیده

تولید علوم انسانی اسلامی در گرو بازخوانی میراث فکری اسلام و بازشناسی ظرفیت‌‌‌‌‌های عظیم آن است. عرفان اسلامی با دارا بودن سابقه تاریخی و چهره‌های شاخص، بخش مهمی از این میراث را در خود جای داده ‌است. وقوع انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) و نقش محوری عرفان در آن، ضرورت پرداختن عمیق‌تر به این علم را دو چندان می‌کند.

در این مقاله تلاش شده ‌است، تا از طریق مقایسه مواضع و عملکردهای بزرگان عرفان، یک گونه‌شناسی از مکاتب عرفانی در برخورد با مسائل اجتماعی ارائه گردد و در این مسیر، به کتب عرفانی و آیات و روایات مرتبط پرداخته شده‌ است. ارائه سطوح مختلف از عملکرد عرفا در قالب عرفان انزوا، عرفان فردی با کارکرد اجتماعی و عرفان فردی با سلوک اجتماعی و هم‌چنین ارائه تعریفی نو از عرفان اجتماعی با تکیه بر بیانات امام خمینی و استاد بزرگوارشان(ره) و معرفی برخی از ویژگی‌های این مکتب عرفانی، از ويژگي‌هاي این مقاله است.

کلید واژگان: عرفان اجتماعی، کارکرد اجتماعی، سلوک اجتماعی، گونه‌شناسی، امام خمینی، آیت‌الله شاه‌آبادی.

 

فرهنگ‌شناسي در سفرنامه‌ ابن‌بطوطه در قرن هشتم

سيد محمد ثقفي[6]چکيده

سفرنامه‌ها متوني هستند که با رويکرد تاريخي به ثبت مشاهده‌های خود در دو حطيه مسائل جغرافيايي و فرهنگي پرداخته‌اند. اين متون که در بسياري از موارد با تحليل‌هايي نيز همراه است، داده‌هاي تاريخي فراواني را براي بررسي‌هاي جامعه‌شناختي در اختيار پژوهش‌گران قرار مي‌دهد که در دوره کنوني مورد غفلت قرار گرفته است. در اين نوشتار به بررسي فرهنگ جوامع اسلامي از منظر ابن‌بطوطه پرداخته‌ايم. وي علاوه بر بررسي شهرها و اماکن مقدس و مدارس، به توصيف و تحليل فرهنگ اقوام نيز پرداخته است. بررسي شيوه زندگي عرفا و متصوفه، نگاهي انتقادي به ابن‌تيميه، تحليل دقيق تعاملات سياهان تانزانيا و آيين سوزاندن زنان در هند، از جمله مسائلي است که ابن‌بطوطه به آن‌ها پرداخته است.

کليدواژگان: سفرنامه، رحله، ابن‌بطوطه، انديشه اجتماعي، تاريخ اجتماعي.



[1]. دانشجوي دکتري فلسفه علوم اجتماعي دانشگاه باقر العلوم(ع)  jafar2594@yahoo.com

[2]. دانش پژوه سطح چهار دانش اجتماعی مسلمین مؤسسه آموزش عالی حوزوی امام رضا(ع)

mspoor63@gmail

[3]. دانش‌آموخته حوزه و کارشناس ارشد مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)

Mt.moghadami@gmail.com

[4]. دانشجوي کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعي دانشگاه باقرالعلوم(ع) magharehi@chmail.ir

[5]. دانشجوي کارشناسی ارشد فلسفه علوم اجتماعي دانشگاه باقر العلوم(ع) HamzehKhademali@chmail.ir

[6]. استادیار جامعه‌شناسی دین، دانشگاه آزاد اسلامي، تهران مرکز      Sf.saghafi@gmail.com

 

 

 

Cultural Studies in the Travelogue of Ibn Baūah in the Eighth Century

 

Sayyid Muammad Thaqafī[1]

Abstract

Travelogues are historically oriented texts that record the observations of their authors in regards to geographical and cultural issues. In many cases these texts, which are also accompanied by analyses and can provide researchers with a plethora of historical information for their sociological studies, are in the present era largely overlooked. The paper at hand applies itself to the study of the culture of Muslim societies from the perspective of Ibn Baūah.  He writes not only about cities, sacred places, and schools, but also provides descriptions and analyses of the culture of various people. Some of these treatises pertain to things such as the way of life of the mystics, a critique of Ibn Taymiyyah, an accurate analysis of the interactions of the blacks of Tanzania, and the custom of burning widows in India.

Keywords: Travelogue, Rilah, Ibn Baūah, social thought, social history.


 

A Typology of Social Mysticism with an Emphasis on the Perspective of Imam Khumayni (r)

 

amzah Khādim ʿAlī[2]

Abstract

The production of Islamic human sciences is tied to a reinterpretation of the intellectual inheritance of Islam and the recognition of the great potential that such an endeavour holds. Islamic mysticism (ʿirfān), with its rich history and outstanding figures, is an important part of this inheritance. The event of the Islamic Revolution in Iran at the hands of the people and under the leadership of Imam Khumanyni (r), and the crucial role that mysticism played in it, makes a more profound treatment of this science all the more necessary. The article in hand compares the positions and practices of great mystics and attempts to derive from this a typology of mystical schools of thought and their relation with social issues. In so doing the study expounds on the different levels of activity of the mystics, such as, reclusive mysticism, personal mysticism with social applications, and personal mysticism with social wayfaring. It continues by presenting a new definition of social mysticism using the words of Imam Khumayni (r) and his great teacher and delineating some of the particularities of this mystical school of thought.

Keywords:  Social mysticism, social application, social wayfaring, the affair of the People of the House, Imam Khumayni, Ayatullah Shahabadi, religion with the people.


 

 

Chivalry and its Relation to Social Mysticism

 

Mohammadhosein Maghare’ie[3]

Abstract

Mysticism (ʿirfān), as an invaluable inheritance left by posterity, has continued its social existence in various ways amongst the different schools of thought in Islam. One of the deviations and problems that has unfortunately appeared amongst the mystics is the tendency to retreat from society. To resolve this problem chivalric movements, called futuwwat, were formed so as to counteract the tendency towards a personal or individual mysticism. Such movements can be seen to be a type of ‘social mysticism.’ The latter is a type of mysticism in which in addition to personal wayfaring, social wayfaring plays an important part. The wayfarer in this case tries to purify his soul and then, in the manner of prophets, goes on to usher society towards divine perfection. Social mysticism can be divided into different levels and in one estimation it can be divided into the two levels or types of minimalist and maximalist. The present article purviews chivalric manuals and treatises and attempts to show the differences between personal and social mysticism on the one hand, and between minimalist and maximalist social mysticism on the other.

Keywords: Futuwwat, chivalry, practical mysticism, social mysticism, ʿAbd al-Razzāq Kāshānī.


 

 

An Introductory to Social Jurisprudence and its Relation to Islamic Social Sciences

 

Muammad Taqī Muqaddamī[4]

Abstract

Social jurisprudence, as a field of general jurisprudence, studies social phenomena from the perspective of the rights and duties of believers and has profound methodological and cognitive links with the social thought of Muslims. Social jurisprudence can provide the platform on which issues are tabled and new theories are formed, and can in general be effectual in the process of producing social science. Towards this end, the study in hand uses a comparative methodology to delineate common grounds and relations between the two sciences in question, determining in the process their points of convergence and divergence, as well as the influence that they have on one another. The two sciences are common in putting forth behavioral and normative models. So while social jurisprudence facilitates the internalization of religious norms and beliefs via the mechanism of sociability, social science reciprocates by correcting the understanding and deepening the perception of the jurisconsult on social subjects and issues, thereby improving the integrity of the process of Ijtihad and helping him to reach a ruling in consonance with reality.

Keywords: Socio-political jurisprudence, social science, Islamic social science, fixed and variable rulings.


 

 

Epistemology of the Takfiris: An Appraisal of the Validity of the Sources of Knowledge of the Takfiris

 

Muṣṭafā Sharīfīpūr[5]

Abstract

The epistemology of the Takfiris is contingent upon understanding the sources of knowledge of the Salafi-Takfiri movement. In denying that the intellect is on par with tradition, the Salafis effectively have no access to the former and see it as nothing but supporting evidence for tradition or textual authority. Hence it can be said that this current or school of thought sees the intellect to be under tradition in a hierarchal relationship and does not believe that it has any independent authority.

Hence tradition or textual authority, composed of the Qur’an, the Sunnah, and consensus, is the most important source of knowledge for the Salafis. Consequent to this is their acceptance of traditions that have only a single chain of narrators and that are weak, which is the most controversial aspect of their epistemology. While they do not reject outright intuition or inspiration as a source of knowledge, they do strongly oppose these being put on par with or taking precedence over textual authority. The arguments and debates between Salafis and Sufis underscores the truth of this claim.

Keywords: Epistemology, Takfiri, intellect, tradition, experiment, intuition.


 

 

A Methodological Study of Akhbarism: The Thought of Muhammad Amin al-Astarabadi

 

Qāsim Jaʿfarzādeh[6]

Abstract

Every intellectual school of thought needs to be fluid and responsive. Throughout history those schools or paradigms of thought that could not keep pace with the advance of time and were unable to respond to the issues of the day were slowly forgotten and eventually died. Intellectual methods for understanding Islam-which is the final religion-need to be revisited and subjected to a serious pathology. This is because the teachings of Islam are universal, for all times and all places. Akhbarism was the method of choice for understanding religious text in a certain period of the history of Shīʿi thought. In this age as well it is presenting itself as a living and responsive method. The study at hand will investigate the origin of Akhbarism and its formative influences and intellectual underpinnings. From its beginnings as a purely traditional method, using only textual authority to expound the rulings of Islamic law, to a more elaborate system with a bearing on other fields, it will trace the repercussions, both intellectual and social, of this school of thought in Shīʿi history.

Keywords: Akhbarism, Astarābādī, intellect (reason), tradition (textual authority), methodology, cognitive concomitants.

 


 

Contemporary Islamic Thought Studies

One year, No. 1

Spring and summer 2016

 

 

Concessioner: Al-Mustafa International Unversity

Publication by: Al-Mustafa International University, Tehran Campus

Editor-in-Chief: Aliakbar Attaran Tosi

Editor: Hamid Parsania

 

 


Editorial Board

 

Hamid Parsania: Associate Professor of Tehran University

Muhammad Hasan Zamani: Assistant  Professor of Al-Mustafa International Unversity

Mohsen Qumi: Associate Professor of Bagher Al-Olum University

 

Seyed Muhsen Miri: Associate Professor of Al-Mustafa International Unversity

Muhammad Jafar Elmi: Associate Professor of Al-Mustafa International Unversity

Shamsollah Mariji: Associate Professor of Bagher Al-Olum University

Hosein Suzanchi: Associate Professor Bagher Al-Olum University University

 

***

Production Secretary: Muhammad Javad Najafi

Persian Editor: Mehdi Muhammadi Seifar

English Translator: Shuja Ali Mirza

Composing and Graphic: Serat Golmishi

Circulation: 300 Copies

Price: 90000 Rials

***

 

Address: Tehran Campus, Al-mustafa International University, No 4, Alley 8, Sanaei St., Karim Khan Ave, Tehran, Iran.

Tel: +982188310224     Fax: +982188319979     P.O.Box: 1585653741

 

www.Journals.miu.ac.ir

Email: tehran.miu.ac@gmail.com

 



[1].  Assistant Professor of Sociology of Religion; Islamic Azad University- Central Tehran Branch.

[2]. M.A. Student of Philosophy of Social Sciences; Baqir-al-Ulum University.

[3]. M.A. Student of Philosophy of Social Sciences; Baqir-al-Ulum University.

[4]. Graduated from Seminary, M.A. in Imam Khomeini Educational Research Institute.

[5]. Ph.D. Student of Social Science in Muslim World; Seminary Graduate Institute of Imam Reza

[6].  Ph.D. Student of Philosophy of Social Sciences; Baqir-al-Ulum University.

 

اعلانات

محتويات مرتبط
تازه های نشر

           
  آموزش پژوهش پذیرش
خبرنامه  
 
 
کليه حقوق اين سايت براي نمایندگی تهران محفوظ است.       E-mail: tehran@miu.ac.ir - tehran.miu.ac.ir@gmail.com